بهروزآذر: زنان در آثار فرشچیان، جانِ زندگی و مرکز آفرینش‌اند

بهروزآذر: زنان در آثار فرشچیان، جانِ زندگی و مرکز آفرینش‌اند
Rate this post

به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر، زهرا بهروزآذر در مراسم بزرگداشت سالگرد درگذشت استاد محمود فرشچیان که در مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد برگزار شد، با قدردانی از وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی برای فراهم کردن فرصت حضور در این مراسم، اظهار کرد: بسیار خرسندم که امروز این توفیق را پیدا کردم که در جمع شما باشم و به عنوان یک علاقه‌مند به استاد فرشچیان، ادای احترام کنم.

وی افزود: آنچه می‌خواهم با شما در میان بگذارم، بیشتر حسی است که از دیدن تصاویر خیال‌برانگیز و رؤیایی استاد فرشچیان پیدا کرده‌ام. بسیاری از شما که آثار استاد را به‌صورت تخصصی دنبال کرده‌اید، قطعاً نکات و ریزبینی‌های بیشتری درباره آثار ایشان دارید، اما من می‌خواهم برداشت و احساس شخصی خود را با شما در میان بگذارم.

معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده با اشاره به آثار شناخته‌شده استاد فرشچیان، از جمله «ضامن آهو»، «آفرینش» و «عصر عاشورا»، گفت: یکی از عناصر اصلی و بسیار مهم در آثار استاد، عنصر زنان است. به نظر من بخشی از مفهوم آثار و آنچه از زندگی و تفکر استاد در آثارش بازتاب پیدا کرده، در تصویری که او از زنان خلق کرده، قابل مشاهده است.

زنانی فعال، اثرگذار و در پیوند با طبیعت

بهروزآذر ادامه داد: زنانی که در آثار استاد فرشچیان حضور دارند، زنان منفعل، نشسته، افسرده و خسته نیستند؛ بلکه زنانی فعال و اثرگذارند. تقریباً در تمامی آثاری که من دیده‌ام، زنان در حال حرکت‌اند، زندگی دارند و با طبیعت مأنوس‌اند.

وی تصریح کرد: در آثار استاد، رد این زنان به گل‌ها و طبیعت می‌رسد؛ گویی هیچ فاصله‌ای میان این زن، آفرینش، زمین که نماد زایش و رویش است و آسمان وجود ندارد و همه این عناصر در یکدیگر محو می‌شوند.

معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده با بیان اینکه «زنان جان زندگی هستند»، اظهار کرد: این نگاه به‌واقع در تمامی آثار استاد وجود دارد، به‌ویژه در آثاری که زنان به‌طور ویژه در مرکز تصویر قرار گرفته‌اند. به نظر من، در این آثار زن صرفاً بخشی از طبیعت نیست، بلکه روح طبیعت است و با طبیعت ترکیب و احاطه شده است.

بهروزآذر افزود: نوعی همزیستی و اعتماد میان این زن و دیگر عناصر اثر، اعم از گیاهان، حیوانات و انسان‌های دیگر، دیده می‌شود و همین موضوع یکی از ویژگی‌های زیبای آثار استاد فرشچیان است.

«عصر عاشورا»؛ روایتی زنانه و جهان‌شمول از عاشورا

وی با اشاره به اثر ماندگار «عصر عاشورا» گفت: حتی در این اثر نیز زنان محور تصویر هستند. ممکن بود عناصر بسیاری از واقعه عاشورا در تصویر قرار بگیرند؛ عناصری که بسیاری از ما با آنها آشنا هستیم و سال‌ها با شنیدن و دیدنشان گریسته‌ایم، اما تصویری که در ذهن استاد شکل گرفته و روایت کرده، روایتی زنانه از عاشورا است.

معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده ادامه داد: «عصر عاشورا» تصویری بی‌نظیر و جهان‌شمول از زیبایی معنوی و تقدس زنان را به نمایش می‌گذارد و این نگاه، به نظر من، از تجربه وجودی، اندیشه و جهان‌بینی استاد فرشچیان سرچشمه گرفته است.

وی با اشاره به جایگاه مادر و زنان تأثیرگذار در زندگی استاد فرشچیان اظهار کرد: همزیستی و نگاهی که استاد در زندگی، ادبیات و خاطرات خود مطرح کرده و جایگاهی که مادرشان و زنان دیگر در زندگی او داشته‌اند، همه و همه شاید در شکل‌گیری این تصویر از زن در آثار استاد تأثیرگذار بوده است.

فرشچیان و تحول تصویر زن در نگارگری

بهروزآذر این نگاه را یکی از جلوه‌های تحول در نگارگری دانست و گفت: پیش از این، من زنان را در نگارگری بیشتر در نقش معشوقه، صاحب قدح، ساقی، همراه یا ندیمه دیده بودم، اما تصویری که استاد فرشچیان از زن خلق می‌کند، تصویر زنی مستقل، در مرکز تصویر، زاینده و اهل رویش است.

وی خاطرنشان کرد: این نگاه برای من بسیار زیبا، جذاب و شگفت‌انگیز بود و خوشحالم که توانستم احساس و برداشت خود را نسبت به آثار این استاد بزرگ با حاضران در این مراسم در میان بگذارم.

پروین فرشچیان: میراث واقعی استاد، باور به پیوند هنر، معنویت و فرهنگ ایران است

در ادامه، پروین فرشچیان با تأکید بر اینکه استاد محمود فرشچیان برای خانواده تنها یک هنرمند بزرگ و نامی ماندگار در تاریخ هنر ایران نبود، گفت: میراث واقعی استاد تنها تابلوها و نگارگری‌های او نیست، بلکه باور عمیق او به توانایی هنر برای ایجاد پلی میان زیبایی، معنویت، فرهنگ یک ملت و جهان امروز است.

وی افزود: وقتی از استاد سخن می‌گوییم، از کسی حرف می‌زنیم که توانست با قلم خود بخشی از روح و فرهنگ ایران را به جهانیان نشان دهد، اما آنچه برای خانواده اهمیت بیشتری داشت، انسانی بود که پشت این آثار و این شهرت جهانی قرار داشت؛ انسانی با حساسیت، عاطفه، ایمان و دلبستگی عمیق به ایران و فرهنگ این سرزمین.

پروین فرشچیان ادامه داد: بسیاری از مردم استاد را از منظر جایگاه هنری‌شان می‌شناسند و درباره هنر و آثار ایشان بسیار گفته شده است، اما خانواده، استاد را از زاویه دیگری می‌شناخت؛ از لحظه‌های ساده و صمیمی، خاطرات خانوادگی، نگاهشان به زندگی و دغدغه‌هایی که شاید کمتر در معرض دید عموم قرار گرفته باشد.

«من گذرنامه ایرانی دارم و به آن افتخار می‌کنم»

وی با اشاره به وطن‌دوستی استاد فرشچیان گفت: وطن‌دوستی استاد در تمام ابعاد زندگی ایشان حضور داشت و مسائل معنوی و مادی زندگی‌شان را تحت تأثیر قرار می‌داد.

پروین فرشچیان افزود: در مجامع مختلف، گاهی به استاد گفته می‌شد که شما به‌راحتی می‌توانید پاسپورت آمریکا را دریافت کنید، چرا برای آن اقدام نمی‌کنید؟ پاسخ ایشان همیشه این بود: «من گذرنامه ایرانی دارم و برایم کافی است و به آن افتخار می‌کنم.»

وی با اشاره به تأکید همیشگی استاد بر نام «خلیج فارس» اظهار کرد: شاید بسیاری این جمله استاد را شنیده باشند که همواره می‌گفتند «خلیج همیشه فارس». ما در کودکی و جوانی با خود فکر می‌کردیم مگر ممکن است روزی خلیج فارس برای ایران نباشد، اما با گذشت زمان و اتفاقاتی که رخ داد، بیشتر به دوراندیشی و نگاه عمیق استاد پی بردیم.

واکنش فرشچیان به تحریف نام خلیج فارس

پروین فرشچیان با بیان خاطره‌ای از استاد گفت: روزی یکی از مقامات بلندپایه یکی از کشورهای عربی ـ که ترجیح می‌دهم نام آن کشور را بیان نکنم ـ نزد استاد آمد و چهار تابلو را انتخاب کرد و با بالاترین قیمت خواستار خرید آنها شد.

وی ادامه داد: پس از پایان مذاکرات و انجام معامله، خریدار در صحبت‌های خود از عنوان «خلیج عربی» استفاده کرد. استاد با شنیدن این عبارت، از انجام معامله منصرف شد و حاضر نشد آثار خود را به او بفروشد.

پروین فرشچیان تأکید کرد: این خاطره برای ما نشان‌دهنده عمق باور استاد به ایران و هویت ایرانی بود؛ باوری که حتی در مهم‌ترین موقعیت‌های حرفه‌ای و مالی نیز حاضر نبود از آن کوتاه بیاید.

میراث فرشچیان فراتر از تابلوهاست

وی گفت: برای ما، یاد استاد فقط یاد یک هنرمند بزرگ نیست؛ یاد یک انسان عزیز است. میراث استاد تنها تابلوها و نگارگری‌های ایشان نیست، بلکه میراث واقعی او این باور است که هنر می‌تواند پلی باشد میان زیبایی و معنویت، میان گذشته و فرهنگ یک ملت و جهان امروز.

پروین فرشچیان با اشاره به فقدان این هنرمند بزرگ اظهار کرد: طبیعی است که در نبود ایشان، جای خالی استاد را احساس کنیم، اما در عین حال خوشحالیم که آنچه از ایشان بر جای مانده، خاموش نمی‌شود.

وی افزود: هر بار که یکی از آثار استاد دیده می‌شود و هر بار که نام ایشان با احترام بر زبان می‌آید، بخشی از حضورشان همچنان ادامه پیدا می‌کند.

Rate this post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 2 =