سفر از «محراب خوف» تا «خرابات تماشا»؛ واکاوی سیر تحول ادبیات عرفانی در شب‌های ایران

سفر از «محراب خوف» تا «خرابات تماشا»؛ واکاوی سیر تحول ادبیات عرفانی در شب‌های ایران
Rate this post

به گزارش خبرنگار میراث‌آریا، در ادامه سلسله‌نشست‌های فرهنگی و ادبی «شب‌های ایران»، هفتاد و نهمین شب از این مجموعه به موضوع «ادبیات عرفانی» اختصاص یافته است. در این نشست که روز شنبه ۱۱ امردادماه ۱۴۰۵ در فرهنگسرای سرو برگزار خواهد شد، دکتر «یلدا آزرمی»، استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبیات عرفانی، به بررسی و تحلیل ابعاد گوناگون این حوزه معرفتی می‌پردازد.
دکتر یلدا آزرمی در آستانه برگزاری این نشست علمی و ادبی، با تشریح محورهای سخنرانی خود اظهار داشت: سخنرانی از محراب خوف؛ تا خرابات تماشا به بررسی سیر تحول عرفان در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، از زهد و پارساییِ نخستین تا ظهور زبان عشق در اندیشهٔ مولانا اختصاص دارد.
وی با تاکید بر پویایی تصوف و عرفان ایرانی افزود: در این گفتار، تصوف نه به‌عنوان پدیده‌ای ایستا، بلکه همچون جریانی زنده و پویا بررسی می‌شود که در طول چند قرن، از شیوه‌ای زاهدانه برای مقابله با دنیازدگی و بحران‌های اخلاقی، به نظامی گسترده از مفاهیم، تجربه‌های درونی و زبان‌های نمادین تبدیل شد. در قرون نخستین، زبان عرفان بیشتر با مفاهیمی چون خوف، ورع، محاسبهٔ نفس و امید به رستگاری شکل می‌گرفت؛ اما به‌تدریج، با ظهور چهره‌هایی چون جنید بغدادی، بایزید بسطامی و حلاج، تجربهٔ عرفانی به مرحله‌ای از خودآگاهی رسید و کشمکش میان سُکر (مستی عرفانی) و صَحو (هشیاری) راه را برای تولد مفاهیم تازه در ساحت تصوف گشود.
این استاد دانشگاه در ادامه به نقش کلیدی متون کلاسیک تصوف و ادوار بعدی آن اشاره کرد و گفت: در این نشست، نقش متون بنیادینی چون رسالهٔ قشیریه و کشف‌المحجوب در تدوین و تثبیت زبان عرفانی بررسی خواهد شد؛ آثاری که کوشیدند تجربهٔ صوفیانه را در قالبی منسجم و هماهنگ با شریعت و فرهنگ دینی توضیح دهند. سپس سخن به قرن ششم و نقش سنایی غزنوی می‌رسد؛ شاعری که شعر را از ابزار بیان به وسیله‌ای برای معرفت، حکمت و نقد اجتماعی تبدیل کرد و زمینهٔ ورود عرفان به زبان گسترده و اثرگذار ادبیات فارسی را فراهم آورد.
آزرمی نقطه عطف این جریان را قرن هفتم هجری دانست و تصریح کرد: این مسیر در قرن هفتم، با اندیشهٔ احمد غزالی و عین‌القضات همدانی و سپس با ظهور مولانا به اوج می‌رسد؛ دوره‌ای که عشق دیگر صرفاً احساسی شخصی یا تجربه‌ای فردی نیست، بلکه به اصلی بنیادین برای شناخت انسان، جهان و حقیقت بدل می‌شود. مولانا در چنین بستری، عرفان را به زبانی سیال، داستانی، تمثیلی و انسانی درمی‌آورد؛ زبانی که از تجربهٔ غربت و تنهایی انسان آغاز می‌کند و او را به سوی شناخت خویشتن، معنا و پیوند دوباره با هستی فرامی‌خواند.
وی در پایان با اشاره به پیوند عرفان کلاسیک با دغدغه‌های انسان امروز یادآور شد: از محراب خوف تا خرابات تماشا در نهایت، روایت گذار جان انسان از جهانِ ترس و انضباطِ صرف به افقِ عشق، معنا و آزادی است؛ سفری که نشان می‌دهد چگونه عرفان، از خلوت زاهدانه آغاز شد و در شعر مولانا به تجربه‌ای جهان‌شمول تبدیل گشت. این سخنرانی همچنین می‌کوشد روشن کند که چرا اندیشهٔ مولانا، با وجود فاصلهٔ تاریخی بسیار، همچنان می‌تواند با انسان معاصر و دغدغه‌های او دربارهٔ ملال، اضطراب، تنهایی و معنای زندگی گفت‌وگو کند.
شایان ذکر است سلسله‌نشست‌های «شب‌های ایران» با هدف پاسداشت مواریث فرهنگی، ادبی و تاریخی ایران‌زمین برگزار می‌شود و حضور در این برنامه برای کلیه علاقه‌مندان، پژوهشگران و دانشجویان آزاد است.

انتهای پیام/

Rate this post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 + بیست =