مهارت های ساختن و نواختن ساز رباب، یک ساز زهی ایرانی

نمایش
ریشه هنر ساخت و نواختن رباب به سده های دور می رسد. رَباب (Rubab, Rabab, Robab) از کهن ترین سازها در موسیقی سنتی ایران است و خاستگاه آن را به خراسان پس از اسلام نسبت می دهند. این ساز خوش صدا در سیستان و بلوچستان و افغانستان نیز از گذشته حضور داشته است. رباب ساز زهی روایتگر افسانه ها و قصه های محلی در این سرزمین ها بوده و در آیین های شاد و سوگ گسترده به کار می رفته است.
برآورد می شود عمر رباب بیش از هزار سال باشد. برابر فارسی نام این ساز، «رواده» آمده است. در متون باستانی یونانی و برخی نوشته های لاتین از اصطلاح «پندورا پرزاروم» به عنوان همتای رباب یاد شده است. در شاهنامه فردوسی نیز چند بار نام این ساز آمده که نشان دهنده قدمت و جایگاه آن است.
این ساز زهی به عنوان ساز اصیل قوم پشتون شناخته می شود. در بعضی نواحی ایران به رباب، تار هم می گویند اما تفاوت هایی میان این دو هست. رباب معمولا تارهای رزونانس دارد که کمتر به طور مستقیم نواخته می شوند. در رباب با انگشت گذاری و کورد، ارتعاش ها کنترل می شود، در حالی که در تار بیشتر به هارمونی توجه می کنند. با این همه، شباهت های فرمی میان تار و رباب کم نیست.
«مهارت ساختن و نواختن رباب» روز چهارشنبه ۱۴ آذر 1403 به عنوان بیست و ششمین عنصر میراث فرهنگی ناملموس ایران، در کمیته بین الدول میراث فرهنگی یونسکو در پاراگوئه به ثبت جهانی رسید.
پیشینه ساخت و نوازندگی رباب
بر پایه روایت ها، فردی با نام «نتن خان» در سده شانزدهم میلادی در ناحیه پامیر بدخشان می زیسته است. او هم عصر سومین پادشاه گورکانی در هند بود و در همان دوره، ساز رباب را طراحی و عرضه کرد. این ساز پس از معرفی با استقبال حاکمان و مردم روبه رو شد و طی سال ها به دیگر سرزمین ها راه یافت و در هر منطقه با تغییراتی نواخته شد.
رباب در آغاز به صورت ساز آرشه ای رایج بود و با کمان نواخته می شد. به تدریج دگرگون شد و امروز با مضرابی که به آن ناخنک یا شهباز می گویند اجرا می شود.
گفته اند رباب در گذشته دو سیم داشته است. با افزودن سیم سوم، سازی پدید آمد که آن را کمانچه نامیدند. از این رو می توان کمانچه را دگرش یافته نسخه نخستین رباب دانست.
روش های ساخت رباب و اجزای آن

بدنه رباب مانند بسیاری از سازهای ایرانی از چوب توت بی دانه ساخته می شود. داخل چوب تهی می گردد و بر دهانه آن پوست بزغاله می کشند. در گذشته تارها از روده گوسفند بود اما با گذشت زمان، پرده بندی ها اصلاح و سیم ها از جنس نایلون ساخته شد؛ چرا که نایلون دوام بیشتر و هزینه کمتری نسبت به روده دارد.
به طور کلی رباب از چهار بخش شکم، سینه، دسته و سر تشکیل می شود. شکم ساز حجمی توخالی شبیه خربزه است که روی جداره آن پوستی نازک و مقاوم کشیده می شود و خرکی کوتاه بر این پوست قرار می گیرد.
سینه رباب جعبه ای مثلثی است که کناره هایش اندکی گرد شده تا فرم ماهی گونه بگیرد. جنس آن چوبی است. در دیواره های جانبی سینه قطعه ای به نام هفت گوشی کار گذاشته می شود که سیم های تقویت کننده صدا به دور آن پیچیده می شوند. هنگام نواختن، سینه در بالا قرار می گیرد.
در سطح زیرین، پنجره ای دایره شکل دیده می شود. دسته ساز نسبتا کوتاه است و حدود ده عدد دستان بر آن نصب می شود.
در بخش سر، گوشی ها جای دارند و در بالا و پایین جعبه هر کدام سه گوشی تعبیه شده است. پهلوی جعبه گوشی ها تا حدی به سمت عقب امتداد می یابد.
تعداد سیم های رباب شش یا سه عدد است که به صورت جفتی بسته می شوند و هر جفت همصوت کوک می شود. سیم بم رباب روی هسته نایلونی خود روکش فلزی دارد. به اختصار، اجزای رباب شامل کاسه، بدنه، صفحه، دسته، گوشی ها، شیطانک، سیم گیر، سرپنجه یا تاج، پوست، خرک، دستان، مضراب، تارهای اصلی یک، دو و سه با جنس روده ای نازک، تار چهارم با روده ای ضخیم و تارهای فولادی است.
گونه های این ساز زهی و فرم های آنها
به طور سنتی رباب در سه اندازه ساخته می شود که از نظر رنگ و حجم صدا اندکی تفاوت دارند.
- رباب بزرگ یا شاه رباب
- رباب متوسط یا رباب میانه
- رباب کوچک یا زیلچه
سازندگان از نظر فرم بدنی، شکل های متنوعی برای رباب در نظر گرفته اند. نمونه های رایج عبارت اند از:
- رباب با کاسه چهارگوش
- رباب با کاسه استوانه ای
- رباب با کاسه کشتی مانند یا کشکول
- رباب با کاسه گلابی شکل
- رباب با کاسه کروی نزدیک به کمانچه
- رباب با کاسه شبیه سه تار یا تنبور امروزین
- رباب با کاسه بیضوی
شیوه های نوازندگی رباب
رباب از نوع دو پیکری (دوکاسه ای) است و مانند سیتار معمولا ۱۸ تا ۲۱ تار دارد. سه تا چهار تار برای اجرای ملودی به کار می رود که به آن ها تارهای اصلی می گویند و هفده تا هجده تار برای تشدید ارتعاش و طنین هستند که تارهای فرعی نام دارند.
در شیوه اجرا، نوازنده ریتم های منظم را روی تارهای فرعی نیز می نوازد. نزدیکی دو کاسه رباب باعث می شود رنگ صوتی آن با بسیاری از سازهای زهی تفاوت داشته باشد؛ حال آن که در سازهایی مانند سیتار یا سوبهار، کاسه ها فاصله بیشتری از هم دارند.
در برخی سی تارها کاسه کوچک حذف شده است و در سوبهار کاسه پشتی در عقب ساز قرار می گیرد. بربط، عود، سرود، رباب کوچک و سازهای دارای پسوند «تار» همگی در گروه سازهای زهی زخمه ای جای می گیرند و هر کدام از نظر روش اجرا و صدادهی جزئیات ویژه خود را دارند.
فرهنگ های موسیقایی ایران، هند و توران (خراسان) پیوندهای عمیقی با هم دارند. همان گونه که آیین ها، خوراک ها و پوشش ها در این مناطق مشابهت هایی نشان می دهد، در شیوه ساخت و نوازندگی رباب نیز می توان همسانی های فراوانی دید؛ خود رباب یکی از نمودهای روشن این پیوند است.
چهره های شاخص نوازندگی رباب

از میان نامداران این ساز می توان در افغانستان به رحیم خوش نواز و در ایران به بیژن کامکار اشاره کرد.