نبرد دراماتیک با رانت و فساد در «کارواش»
غزل رنجبری فعال رسانه در یادداشتی درباره فیلم سینمایی «کارواش» ساخته احمد مرادپور که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، نوشت: فیلم سینمایی «کارواش» ساخته احمد مرادپور برخلاف برخی محصولات سینمایی و تلویزیونی با مضمون اقتصادی، به فرار مالیاتی خرد و جزئی نمیپردازد و مستقیما شبکههای بزرگ و پیچیده فساد مالی را هدف قرار میدهد؛ شبکههایی که تنها جریمه مالیات پرداختنشدهشان به صدها میلیارد تومان میرسد و تاثیر مستقیم و عمیقی بر اقتصاد کلان کشور دارد.
سوژه فیلم اگرچه داستانی است، اما چنان نزدیک به واقعیتهای جاری جامعه است که کاملا باورپذیر و مناسب امروز جامعه و اقتصاد ایران به نظر میآید.

«کارواش» در ژانر تریلر جاسوسی ساخته شده است؛ ژانری که به خودی خود جذابیت و کشش بالایی دارد و میتواند مخاطب را از ابتدا تا انتها همراه کند. فیلمنامه توسط نویسندهای باتجربه نوشته شده است که سابقه درخشانی در خلق سریالهای جاسوسی تلویزیونی دارد؛ از جمله سریال موفق «غریبه» که در سال جاری روی آنتن رفت و مخاطب قابل توجهی جذب کرد.
فیلم به دقت قواعد ژانر را رعایت کرده است و یک بدمن قدرتمند و هوشمند خلق میکند؛ شخصیتی که بر امپراتوری مالی خود کاملا مسلط است و حتی در نهادهای ضدپولشویی نفوذ دارد؛ همین قدرت و پیچیدگی دشمن، به طور غیرمستقیم، هوش، اشراف و کارآمدی ماموران قانون را برجسته میسازد، زیرا پیروزی بر چنین شبکهای، غلبه بر دشمنی واقعی و دشوار را نشان میدهد.
در این میان از جسارت سازمان امور مالیاتی نیز نمیتوان گذشت که سرمایه تولید فیلمی را تامین کرده است که یک نیروی ارشد خود این سازمان را فاسد و اهل رشوه به تصویر میکشد.

از جمله نقاط قوت «کارواش» که به چشم بسیاری از تماشاگران نمیآید، مهارت سازندگان آن در تبدیل یک موضوع اقتصادی بسیار پیچیده، که در واقعیت پروندههایی با دهها هزار صفحه را شامل میشود، به درامی روان، قابلفهم و جذاب است. مکانیسمهای فرار مالیاتی، پولشویی و سوءاستفاده از معافیتهای قانونی به زبانی ساده اما دقیق توضیح داده و در بدنه درام تنیده شده است؛ به گونهای که حتی مخاطب عام و غیرمتخصص نیز به روشنی درمییابد جریان فساد چگونه شکل گرفته است و از چه منافذی تغذیه میکند. همین تبدیل مفاهیم خشک و فنی به درام سینمایی، «کارواش» را به یکی از معدود آثار موفق در این زمینه تبدیل کرده است.
موقعیتهای داستانی فیلم هم برای مخاطب ایرانی کاملا آشناست؛ موقعیتهایی که بارها در اخبار و روایتهای واقعی شنیده یا دیدهایم. دیالوگها نیز ساده، روان و به دور از پیچیدگیهای غیرضروریاند؛ بنابراین حتی تماشاگرانی که ممکن است مخاطب حرفهای سینما و سریال نباشند، این امکان را دارند که با خط داستانی همراه شده و ارتباط فکری برقرار کنند.
در پایانبندی نیز فیلم یک غافلگیری دراماتیک عمیق و تاثیرگذار در آستین دارد که ریشه آن در شخصیتپردازی دقیق و باورپذیر قهرمان اصلی فیلم است. تماشاگر در طول فیلم با او همراه شده، دردها، تردیدها و انگیزههایش را شناخته و به او دل بسته است. به همین دلیل تصمیم قهرمانانه و فداکارانه او هرچند بسیار سخت است، اما با شخصیت معرفیشده او انطباق دارد؛ از این رو نه تنها غافلگیرکننده، بلکه عمیقا احساسی و تاثیرگذار میشود.
اینجاست که فیلم به معنای واقعی به درام میرسد: گرهای که با انتخابی دراماتیک و انسانی باز میشود و مخاطب را تا آخرین لحظه درگیر نگه میدارد. به همین دلیل است که «کارواش» با ترکیبی از تعلیق جاسوسی، آگاهیبخشی اجتماعی و عمق دراماتیک، هم تماشاگر خود را سرگرم میکند، هم او را به فکر وامیدارد و هم در خاطرش میماند.

انتهای پیام/