اعتراف علی کریمی به قرآنسوزی؛ ردپای دیگر موساد در جمع پهلویپرستها
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، یکی از جلوههای شاخص در جریان اغتشاشات دیماه، خشونت عریان تروریستها در حمله به نمادهای مذهبی بود؛ از حمله به مساجد و حسینیهها و سوزاندن قرآن تا تهدیدات علنی علیه دین و دیانت و نمادهای آن. این اقدامات خیلی زود نشان داد که اعتراضات صنفی و حتی اغتشاش در مختصات قابل تصور هم هدف قابل قبولی برای تروریستها نبود و آنها از پرچم تا قرآن، سراغ تمام ستونهای ملی و مذهبی ایران رفتهاند تا تیشه به ریشه بزنند.
علی کریمی که پس از اغتشاشات 1401 و البته ماجرای سوءاستفاده مالی از خواهرش، از کشور خارج شد و سراغ فعالیتی رفت که برخلاف فوتبال، هیچ توانایی و استعدادی حتی به اندازه حداقلها در آن نداشت. اخیراً با انتشار پستی تهدید کرده که به ازای اعدام هر تروریست زندانی، یک قرآن سوزانده میشود! هرچند موج واکنشها به این توییت که هم عمق وابستگی مردم به نمادهای مذهبی را نشان داد و هم سناریوی متهمجلوهدادن جمهوری اسلامی در تخریب اماکن و نمادهای ملی و مذهبی مانند پرچمسوزی و قرآنسوزی را عیان و نقش بر آب کرد، باعث شد که کریمی در توییتی دیگر، با فرافکنی به توجیه پست قبلی بپردازد تا شاید اعترافش به ضدّیت علنی با ایران و اسلام را کمرنگتر کند.
واکنش گسترده کاربران به آن پست نشان داد که حساسیت جامعه نسبت به نمادهای مذهبی، فراتر از دنیای توییتری و اینستاگرامی علی کریمی و امثال اوست.
مسئله تهدید به «قرآنسوزی»، صرفاً تهدید مردم ایران و حاکمیت ایران نیست بلکه تهدید صریح و مستقیم علیه مقدسات میلیاردها مسلمان در سراسر دنیاست.
علی کریمی نشان داد که همانطور که برخی دوستان سابقش میگفتند که او در ادای کلمات و جملات ساده هم بعضاً ناتوان است، در مسائل سیاسی هم حداقلها برای فهم مسائل را هم ندارد وگرنه برای تقابل با حاکمیت جمهوری اسلامی و ملت ایران، توهین به مقدسات میلیاردها نفر انسان با ملیتهای گوناگون را درگیر این تقابل نمیکرد.
قطعاً انتخاب واژهها در انتشار چنین محتوایی تصادفی نیست و کاملاً روی آن فکر شده است، اما مسئله اینجاست که آنکسی که روی پستهای علی کریمی در توئیتر و اینستاگرام فکر میکند، خودش نیست بلکه سرویسی جاسوسی است که در حال حاضر کریمی یکی از ابزارهای رسانهای او برای هجمه علیه ایران است.
اما سوال این است که اساساً قرآنسوزی پروژه کیست؟
سال 1402 بود که فردی به نام «سلوان مومیکا» که اصالتاً عراقی بود، با حمایت قابل تأمل پلیس و استفاده از آزادیهای جهتدار کشور سوئد، اقدام به قرآنسوزی در ملأعام کرد.
این اقدام مومیکا، موجی از واکنشهای اعتراض در سراسر جهان از سوی جامعه مسلمانان و حتی سایر ادیان را به دنبال داشت.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، تیرماه 1402 با انتشار اطلاعیهای پشت پرده این اقدام و صاحب اصلی این پروژه را معرفی کرد.
در اطلاعیه وزارت اطلاعات آمده بود: در سال 2019 به استخدام سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی درآمده است. او که در منطقهی محل اقامت پیشین خود در عراق به بدنامی اشتهار داشت، همان بدنامی و سوابق سوء خود را بهعنوان کارنامهی مطلوب صهیونیستها ارائه میکند و مورد قبول و استقبال آنها قرار میگیرد.
نامبرده پس از آن، نقش عمدهای در جاسوسی از جریان مقاومت و پیشبرد پروژهی تجزیهی عراق ایفا مینماید. اقامت در سوئد را بهعنوان دستمزد خیانتهایش به ملّت عزیز عراق و امّت گرامی اسلام، از صهیونیستها مطالبه و دریافت میکند.
پس از اقامت در سوئد، مزدوری خویش برای رژیم غاصب را در قالب مأموریتهای متناسب با شرایط و دسترسیهای جدیدش ادامه میدهد. از آن جمله است در هفتههای اخیر و بهدنبال برنامهریزی رژیم صهیونیستی برای سرکوب مقاومت مشروع مردمی در مناطق اشغالی 1967 و ساحل غربی رود اردن، همزمان این عنصر خیانتپیشه، پروژهای سیاه و ملحدانه را به اجرا میگذارد.
علی کریمی نیز که پیش از این قرائن متعددی از ارتباطش با سرویسهای جاسوسی منتشر شده بود با این اقدام، خودش سند دیگری از این ارتباط را به نمایش گذاشت؛ اقدامی که مثل برخی دیگر از رفتارهایش بیشتر از آنکه آورده مثبتی برای کارفرمای فعلیاش (پهلوی) داشته باشد، مایه ننگ دیگری است پیش پای رضا پهلوی و جماعت فحاش و دیکتاتورپرست حامی او.