تاریخچه زبان های ایران؛ از پارسی باستان تا فارسی امروز

تاریخچه زبان های ایران؛ از پارسی باستان تا فارسی امروز
3/5 - (2 امتیاز)
نگاهی تاریخی به خانواده زبان‌های ایرانی و فارسی
آنچه در این صفحه می‌خوانید:
نمایش

در بارهٔ گسترهٔ جغرافیایی زبان‌های ایرانی می‌توان گفت نزدیک به ۳ هزار سال پیش، مردمان فلات ایران و تیره‌های وابسته، به زبان‌هایی سخن می‌گفتند که «ایرانیِ آریایی» نام داشت. امروز نیز فراتر از مرزهای کنونی ایران، از آناتولی تا پامیر و از قفقاز تا کرانه‌های دریای عمان، این زبان‌ها شنیده می‌شوند. به بیان دقیق‌تر، خانوادهٔ زبان‌های ایرانی ـ که آینهٔ فرهنگ ایرانی نیز هست ـ پهنه‌ای وسیع را دربر می‌گیرد و گویشورانش تنها به ایران محدود نمی‌شوند.

ریشهٔ مشترک این زبان‌ها دست‌کم از ۲ هزار سال پیش از میلاد رواج داشته و ویژگی‌های همگنی داشته‌اند: واژگان و دستور زبانِ ایرانیِ آریایی که خود شاخه‌ای از خانوادهٔ بزرگ «هندواروپایی» است. همانندی‌های بنیادین میان زبان‌های هندی و زبان‌های ایرانیِ آریایی در نخستین مرحله‌های تکامل، شاخهٔ مشترکی به نام «هندوایرانی» پدید آورد.

گذشته و ریشه‌های زبان‌های ایرانی

بر پایهٔ پژوهش‌ها دربارهٔ زبان‌های رایج از آغاز استقرار اقوام ایرانی در فلات کنونی تا پایان روزگار هخامنشی، چهار زبانِ باستانی شناخته شده است: مادی، سکایی، اوستایی و پارسی باستان. از میان این چهار، مادی و سکایی به‌تدریج از میان رفته و تنها واژه‌ها و تعابیری از آن‌ها در نوشته‌ها باقی مانده است. مادی در غرب و قلمرو ماد رواج داشت و سکایی از چین تا دریای سیاه میان پارت‌ها و سغدیان شنیده می‌شد.

در برابر، اوستایی و پارسی باستان اسناد و آثار بیشتری برجای گذاشته‌اند. به‌نظر می‌رسد ساکنان پیرامون دریاچهٔ هامون در سیستان/سکستان به اوستایی سخن می‌گفتند و زرتشت نیز کتاب اوستا را به همین زبان نگاشت.

پارسی باستان در دوران هخامنشی کاربرد فراوانی داشت. شاهان هخامنشی و خاندانشان آن را زبان مادری و میهنی می‌شمردند. سنگ‌نوشتهٔ بیستون از سدهٔ ششم پیش از میلاد نخستین گواه نوشتاری آن است. هم‌زمان، زبان‌هایی چون بلخی، سغدی، پارتی و خوارزمی نیز در کنار این چهار زبان مهم در مسیر تکامل بودند.

امروز زبان‌های ایرانی بر پایهٔ زمان و ویژگی‌های زبان‌شناختی به سه دسته تقسیم می‌شوند:

  • زبان‌های ایرانیِ باستان؛
  • زبان‌های ایرانیِ میانه؛
  • زبان‌های ایرانیِ نو، شامل شاخه‌های شرقی و غربی.

شاخهٔ شرقیِ زبان‌های ایرانی

این شاخه از زبان‌های ایرانیِ نو گونه‌های گوناگونی دارد و بیشتر در افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، روسیه و گرجستان رایج است. در ادامه چند نمونه معرفی می‌شود:

پشتو

پشتو یکی از مهم‌ترین زبان‌های شرقی و از زبان‌های اصلی افغانستان و پرگویشِ پاکستان است و در میان زبان‌های نوِ شرقی بیشترین جمعیت گویشور را دارد. خاستگاه دقیق پشتو روشن نیست؛ زیرا آن را به اوستایی، باختری، خوارزمی و سغدی پیوند داده‌اند. خط پشتو بر پایهٔ فارسی‌عربی است و چند نویسهٔ بومی ویژه دارد.

یغنابی

یغنابی که «سغدیِ نو» نیز خوانده می‌شود، ریشه‌اش به ۲ هزار سال پیش و روزگار اشکانی می‌رسد. گویشورانش در درهٔ یغناب میان کوهستان‌های زرافشان و حصارِ تاجیکستان زندگی می‌کنند. انزوای جغرافیایی موجب شده زبان و سنت‌هایشان کمتر دگرگون شود. یغنابی در گذشته خط نداشت و شفاهی انتقال می‌یافت؛ امروز با الفبای تاجیکی (نوعی از سیریلیک) آموزش داده می‌شود.

واخانی

واخانی از شاخهٔ پامیری است و به ناحیهٔ واخان در افغانستان کنونی بازمی‌گردد. ساکنان آنجا را پامیری یا گُوهِجَلی نیز می‌نامند.

سنگلیچی

این زبان در دو روستای ولسوالی زیباک افغانستان و روستایی در تاجیکستان رواج دارد و نامش از درهٔ سنگلیچ گرفته شده است.

پامیری

آنچه در منابع غربی «قالچه‌ای» آمده، از زبان‌های جنوبِ شرقیِ ایرانی به شمار می‌رود. گویشورانش در شمال‌شرق افغانستان، شرق تاجیکستان، گورنوـبدخشان و سین‌کیانگ چین سکونت دارند. این زبان با پشتو همانندی‌هایی دارد.

اشکاشمی

اشکاشمی نیز از شاخهٔ پامیری و منسوب به شهر اشکاشو در مرز تاجیکستان و افغانستان است و به گویش سنگلیچی نزدیکی دارد.

شاخهٔ غربیِ زبان‌های ایرانی

زبان‌های این شاخه غالباً از پارسی باستان، پارسیگ، پهلوانیگ، آذریِ کهن و دریِ زرتشتی اثر پذیرفته‌اند و به دو گروه شمال‌غربی و جنوب‌غربی تقسیم می‌شوند:

گروه شمال‌غربی

برخی از زبان‌های رایجِ شمال‌غرب ایران عبارت‌اند از:

کردی

کردی سه شاخهٔ اصلی دارد: کورمانجی (شمالی)، سورانی (مرکزی) و کردی جنوبی. نگارش آن با الفباهای هاوار، سورانی، سیریلیک و ارمنی انجام می‌شود.

بلوچی

بلوچی از کهن‌ترین زبان‌های این ناحیه است. گویشورانش در بلوچستان ایران، افغانستان و پاکستان زندگی می‌کنند و گروه‌هایی نیز در پیرامون خلیج فارس، شرق آفریقا و ترکمنستان پراکنده‌اند.

سمنانی

سمنانی ضمن تعلق به گروه شمال‌غربی، پلی میان زبان‌های ایران مرکزی و کاسپین به شمار می‌رود. با وجود اشتراکات واژگانی با دیگر زبان‌ها، در بسیاری منابع زبانی مستقل دانسته می‌شود؛ هرچند گاه آن را گویش هم نامیده‌اند.

گروه جنوب‌غربی

در این گروه زبان‌های زیر جای می‌گیرند:

فارسی

فارسی ـ که با نام‌های فارسیِ نو، دری و تاجیکی نیز شناخته می‌شود ـ زبان رسمی ایران است. ادامهٔ فارسیِ کهن و میانه است و امروزه میان ۱۲۰ تا ۲۰۰ میلیون نفر در جهان گویشور دارد. فارسیِ کلاسیک از سدهٔ دهم و فارسیِ معاصر از سدهٔ نوزدهم میلادی رواج یافته است.

لری

لری از پارسیِ میانه مایه گرفته و دو شاخهٔ لریِ بزرگ و لریِ کوچک دارد. پیوندش با پارسیِ باستان نیز محسوس است. گویشوران آن در استان‌های غربی و جنوبی ایران چون لرستان، چهارمحال‌وبختیاری، ایلام، همدان، شرق خوزستان، شمال‌غرب فارس، شمال‌غرب بوشهر و جنوب‌غرب اصفهان زندگی می‌کنند.

لارستانی

لارستانی که «لاری»، «آچَمی» یا «خودمانی» هم گفته می‌شود، در میان مهاجران ایرانیِ کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس رایج است. این زبان از پارسیِ میانه وام گرفته و دستور ویژهٔ خود را دارد و برخی گویش‌هایش همانندی‌هایی با لری ـ و در نتیجه با پارسیِ باستان ـ نشان می‌دهد.

دگرگونی زبان‌های ایرانیِ آریایی‌تبار

تاریخ تحول زبان‌های ایرانیِ آریایی در سه دورهٔ اصلی بررسی می‌شود:

  1. ایرانیِ باستان: از آغاز هزارهٔ دوم پیش از میلاد تا سده‌های چهارم و سوم پیش از میلاد؛
  2. ایرانیِ میانه: از سده‌های چهارم و سوم پیش از میلاد تا سده‌های هشتم و نهم میلادی؛
  3. ایرانیِ نو: از سده‌های هشتم و نهم میلادی تاکنون.

دورهٔ ایرانیِ باستان

با پراکندگی مهاجران آریایی در بخش‌های مختلف آسیا، زبان‌های پیشین آن نواحی بر گفتار آنان اثر گذاشت و همین، آغاز پیدایش گویش‌های گوناگون در زبان‌های ایرانیِ آریایی بود. در ایرانِ مرکزی، کویر لوت مرز تقریبی گویش‌های شرقی (خوارزمی، سغدی، بلخی، مروی) و گویش مادیِ غربی به‌شمار می‌آمد.

اطمینان‌بخش‌ترین منابع برای شناخت فارسیِ باستان، کتیبه‌های میخی فرمان‌ها و رویدادهاست. اوستا ـ کتاب مقدس زرتشتیان ـ با دو گویش خود نیز منبعی کلیدی برای پژوهش در فارسیِ میانه است.

دورهٔ ایرانیِ میانه

میان دوران ایرانیِ باستان و ایرانیِ میانه، شکافی شش‌قرنه (از سدهٔ چهارم پیش از میلاد تا سدهٔ سوم میلادی) وجود دارد که از آن هیچ متن مکتوبی در دست نیست.

در این گذار، دگرگونی‌های عمیقی در دستور رخ داد؛ به‌ویژه دستگاه صرفی تا حد زیادی از میان رفت. زبان‌های شرقیِ ایرانی نیز کمابیش همین روند را، هرچند محدودتر، پیمودند. بسیاری از نوشته‌های این دوره از نظام نوشتاری آرامی بهره می‌برند.

فارسیِ میانه دنبالهٔ مستقیم فارسیِ باستان بود. «پهلوی» زبان روزگار اشکانیان به‌شمار می‌رفت.

در هنگام یورش عرب‌ها نیز گویش غالب ایرانیان فارسیِ میانه بود. در سغد، مردم بنابر دین خود به دو گویش سخن می‌گفتند:

  1. سغدیِ مسیحی؛
  2. سغدیِ مانوی.

خوارزمی زبانی هم‌خانوادهٔ سغدی بود که دست‌کم از سدهٔ سوم میلادی تا سده‌های دوازدهم و سیزدهم رواج داشت.

از دریای سیاه تا چین، زبانی به‌نام «سکایی» از هزارهٔ نخست پیش از میلاد نزدیک به دو هزار سال شنیده می‌شد که بعدها جای خود را به ترکی داد.

«بلخی» نیز در شمال افغانستان امروزی کاربرد داشت.

روزگار ایرانیِ نو

زبان ایرانیِ نو در دربار ساسانیان و پایتختشان تیسفون «دَری» خوانده می‌شد و در سده‌های نهم و دهم میلادی، به‌ویژه در شهرها، جای زبان‌های میانه را گرفت. این زبان در فرهنگ جهان سهمی چشمگیر دارد و آثار ادبی رودکی، فردوسی، خیام، حافظ، سعدی، جامی، ابن‌سینا و دیگران را به یادگار نهاده است.

فارسیِ نو نه‌تنها زبان ادبی و نوشتاری فارسی‌زبانان ایران و فرارود شد، بلکه در میان مردمان خاورنزدیک و خاورمیانه چون آذربایجانی‌ها، کردها، افغان‌ها، هندی‌ها، ترک‌ها و دیگر اقوام آسیای میانه نیز نفوذ یافت.

فارسیِ نو ادامهٔ طبیعی فارسیِ میانه است؛ هرچند در برخی ساختارهای دستوری، مانند صرف فعل، دگرگونی‌هایی مشاهده می‌شود. فارسیِ دری، مادرِ فارسیِ ادبیِ امروز و تاجیکیِ ادبیِ معاصر است.

سیر زبان فارسیِ معاصر

امروزه فارسی در همهٔ نقاط ایران فهمیده و گفته می‌شود؛ زبان مادری بخش بزرگی از جمعیت و زبان رسمی آموزش و ادارهٔ کشور است. بیرون از مرزهای ایران نیز گروه‌های کوچک فارسی‌زبان حضور دارند.

از گویش‌های امروز، «تاجیکی» به طیفی از گویش‌ها گفته می‌شود که در افغانستان رواج دارند و با گویش‌های مرکزی تاجیکستان، خراسان و سیستان پیوند دارند؛ هرچند پشتو زبان غالب افغانستان است. در روزگار شوروی سابق، بسیاری از مردم ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان تاجیکی سخن می‌گفتند و امروز تاجیکی زبان رسمی تاجیکستان است.

«آسی» به گویش‌هایی اطلاق می‌شود که کردها در ناحیهٔ وسیع کوهستانی ایران، ترکیه، عراق و سوریه بدان‌ها سخن می‌گویند؛ گروه‌هایی از کردزبانان نیز در خراسان، ترکیهٔ مرکزی، دیگر بخش‌های سوریه، آذربایجان، ترکمنستان، گرجستان و… زندگی می‌کنند.

گویش‌های «لری» و «بختیاری» در جنوب محدودهٔ سکونت کردهای ایران، یعنی بخش‌هایی از چهارمحال‌وبختیاری، اصفهان، خوزستان و لرستان رواج دارد.

«بلوچی» عمدتاً در استان تاریخی بلوچستان از ایران تا پاکستان و جنوب افغانستان شنیده می‌شود و گروه‌هایی از بلوچی‌زبانان در ترکمنستان ساکن‌اند.

«تاتی» در جمهوری آذربایجان و بخش‌هایی از داغستان به‌کار می‌رود.

«تالشی» در جمهوری آذربایجان و شمال‌غرب ایران نزدیک دریای خزر، و «مازندرانی» و «گیلکی» در امتداد ساحل جنوبی خزر رواج دارند و دنبالهٔ گویش‌های شمال‌غربی ایران‌اند.

دیگر گویش‌های رایج در ایران

تقریباً همهٔ زبان‌های یادشده لهجه‌های متعددی دارند. افزون بر آن، گویش‌های محلی بسیاری در مرکز و غرب ایران وجود دارد که پژوهش‌های کافی دربارهٔ آن‌ها صورت نگرفته است.

در یک جمع‌بندی کوتاه می‌توان گفت زبان‌های ایرانی ـ به‌عنوان نمایندگان فرهنگ ایرانی ـ در گستره‌ای وسیع رواج دارند و گویشورانشان فراتر از مرزهای ایران زندگی می‌کنند.

خط و نگارش در زبان‌های ایرانی

روش‌های نوشتاری متنوعِ زبان‌های ایرانی به پدید آمدن دبیره‌های گوناگون انجامیده است:

دبیرهٔ میخی

میخی بیش از همه برای پارسیِ باستان به‌کار می‌رفت و دست‌کم نگارش ۱۵ زبانِ خاورنزدیکِ باستان با آن انجام می‌شد. دامنهٔ کاربردش از اوایل عصر برنز تا آغاز دوران مدرن امتداد دارد.

میخی که نخست برای نوشتن سومری در جنوب بین‌النهرین پدید آمد، گونه‌های متعددی داشت که نگارش زبان‌های گوناگون را ممکن می‌کرد؛ مانند میخیِ پارسیِ باستان و نیز نوع‌های کهن‌تر چون میخیِ آشوری، سومری، اکدی، ایلامی، بابلی و اوگاریتی. همهٔ میخی‌های رمزگشایی‌شده از چپ به راست نوشته می‌شوند و روزگاری در سراسر آسیای غربی رواج داشتند.

دبیرهٔ آرامی

آرامی‌ها این خط را با الهام از فنیقی پدید آوردند. الفبای آرامی از نخستین سامانه‌های نوشتاریِ جهان باستان بود که با قلمِ روان بر کاغذ یا پوست نوشته می‌شد و به‌سبب اثرگذاری بر ساختارهای نوین نگارش در خاورمیانه جایگاه ویژه‌ای دارد؛ همچنین سرچشمهٔ برخی نظام‌های نوشتاری در آسیای مرکزی و شرقیِ آلتایی‌زبان دانسته می‌شود.

دبیره‌های سریانی

سریانی از آرامی و تدمری برگرفته شده و از خانوادهٔ ابجدهای سامی است. این خط به فنیقی، عبری، عربی و خط سنتی مغولی شباهت دارد، به‌صورت افقی و راست‌به‌چپ نوشته می‌شود و بیشتر حروفش پیوسته‌اند؛ هرچند حروف منفصل هم دارد. نکتهٔ جالب اینکه هر ۲۲ حرف سریانی بی‌صداست. «سطرنجیلی» از کهن‌ترین و شیواترین گونه‌های سریانی و هم‌ارزِ سریانیِ کلاسیک است.

دبیرهٔ عبری

عبری (عبرانی) امروز در برخی نمادهای علمی و ریاضی نیز دیده می‌شود و دو شیوهٔ نگارشی «پالئو» و «استاندارد» دارد. شیوهٔ استاندارد که از آرامی برگرفته شده، اکنون رایج است و الفبایش ۲۲ حرف دارد.

دبیرهٔ عربی

این خط برای نگارش عربی و بسیاری از زبان‌های خاورمیانه و شبه‌قاره کاربرد دارد و در گذشته برای ترکی عثمانی نیز به‌کار می‌رفت.

دبیرهٔ بِراهمی

براهمی از کهن‌ترین خط‌هاست که از میانهٔ هزارهٔ نخست پیش از میلاد در هند باستان، آسیای جنوبی و مرکزی رواج داشت. این خط از نوع «آبوگیدا» است؛ یعنی با نشانه‌هایی پیوند صامت و مصوت را نشان می‌دهد و توالی آن‌ها را به‌صورت واحد ثبت می‌کند.

دبیرهٔ یونانی

از سدهٔ نهم پیش از میلاد برای نگارش یونانی به‌کار رفت. این الفبا ۲۴ حرف دارد و یکی از کهن‌ترین و کامل‌ترین الفباهایی است که هنوز استفاده می‌شود. در گذشته برای اعداد و بعدها برای نمادهای ریاضی نیز به‌کار گرفته شد.

دبیرهٔ سیریلیک

سیریلیک یا اسلاوی در گسترهٔ وسیع اوراسیا به‌عنوان خط ملی در کشورهای اسلاو، تُرک‌زبان، مغولی و برخی فارسی‌زبانِ شرق اروپا، قفقاز و آسیای میانه به‌کار می‌رود. این خط از «یونیسیالِ یونانی» ریشه می‌گیرد و با حروفی از گلاگولیتیکِ کهن تقویت شده و از سال ۸۹۳ میلادی رسماً رواج یافته است.

دبیرهٔ لاتین

لاتین یا رومی از پرکاربردترین الفباهای جهان است. پژوهشگران منشأ آن را خط قوم اتروسک در ایتالیا می‌دانند که از گونه‌ای غربیِ یونانی مشتق شد. نخست برای لاتینِ روم باستان به‌کار رفت و از سدهٔ اول میلادی قواعد زیباشناختی ویژه‌ای یافت که ابتدا در سنگ‌نوشته‌ها و سپس در کتاب‌ها دیده شد.

اطلاعات تکمیلی دربارهٔ زبان‌ها و خط‌های ایرانی

از دیرباز انسان‌ها برای ارتباط به زبان‌های گوناگون تکیه داشته‌اند. در ایران نیز پارسیِ باستان، پارسیِ میانه و سپس پارسیِ نو رواج یافته است. این زبان‌ها که شاخه‌ای از خانوادهٔ هندواروپایی‌اند، در گذر زمان دگرگون شده و امروز عمدتاً زبان‌های ایرانیِ نو با دو شاخهٔ شرقی و غربی به‌کار می‌روند. جالب اینکه فارسیِ امروز ـ زبان رسمی ایران ـ در شاخهٔ غربی جای می‌گیرد. هر زبان/شاخه نظام نگارشی ویژهٔ خود را دارد و خط‌های لاتین، سیریلیک و یونانی از جملهٔ آن‌ها هستند.

سؤالات پرتکرار دربارهٔ زبان‌های ایرانی

در این بخش به شماری از پرسش‌های رایج پیرامون موضوع می‌پردازیم. اگر پرسشی دیگر دارید، در دیدگاه‌ها مطرح کنید تا در زمان کوتاهی پاسخ دهیم.

تقسیم‌بندی تاریخی زبان‌های ایرانی چگونه است؟

از منظر تاریخی، زبان‌ها به چهار دورهٔ پیشاایرانی، ایرانیِ باستان، ایرانیِ میانه و ایرانیِ نو دسته‌بندی می‌شوند.

منظور از زبان‌های ایرانیِ نو چیست؟

زبان‌هایی که پس از اسلام کم‌کم در نواحی مختلف ایران گسترش یافتند؛ از جمله فارسی، لری، کردی، بلوچی، سمنانی، پشتو و یغنابی.

کدام زبان‌ها در شاخهٔ غربی قرار می‌گیرند؟

ایرانیِ نو به دو شاخهٔ شرقی و غربی بخش می‌شود. در شاخهٔ غربی، زبان‌هایی چون کردی، بلوچی، سمنانی و نمونه‌های مشابه جای می‌گیرند.

چند زبان ایرانیِ زنده وجود دارد؟

برخی منابع شمار زبان‌های زندهٔ رایج در ایران را ۷۶ زبان گزارش کرده‌اند.

بازنشر از منبع اصلی؛ وبسایت دستی بر ایران:
3/5 - (2 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × چهار =